العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

167

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

كفر و گمراهى و پيروان آنها بدانيد هر كسى آنها را دوست بدارد و پيرو ايشان باشد و تصديق كند ايشان را او از من است و به زودى مرا ملاقات خواهد نمود و بدانيد هر كسى به آنها ستم كند و يا همكارى با ظالم بنمايد و تكذيب كند آنها را او از من نيست و نه با من خواهد بود و من از او بيزارم . ثواب الاعمال : عمرو بن قيس مشرقى گفت خدمت حضرت حسين رسيدم من و پسر عمويم امام عليه السّلام در محلى بنام قصر بنى مقاتل بود سلام كرديم پسر عمويم عرضكرد : يا ابا عبد اللَّه آنچه در چهره مباركتان مىبينم خضاب است يا رنگ موى شما است ؟ فرمود خضاب است پيرى بسرعت بما خانواده روى مىآورد آنگاه بما توجه نموده فرمود آمده‌ايد براى نصرت و يارى من . عرضكردم من مردى پير و قرض دار و عيالوارم و مقدارى مال مردم در اختيار من است و نمىدانم چه - مىشود و مايل نيستم امانتها از بين برود پسر عمويم نيز شبيه همين حرف را زد فرمود پس برويد تا صداى گرفتارى مرا نشنويد و چشمتان بسياهى جمعيت ما نيفتد زيرا هر كس صداى گرفتارى ما را بشنود يا سياهى جمعيت ما را ببيند و ما را اجابت نكند و بداد ما نرسد بر خداست كه او را با سر در آتش جهنم افكند . امالى مفيد : زياد بن احمر از زيد بن على بن الحسين نقل كرد كه اين آيه را تلاوت كرد وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ سپس گفت خداوند آن دو بچه را حفظ كرد چون پدرشان مرد صالحى بود چه كسى از ما سزاوارتر به حفظ است جدّ ما پيامبر و دخترش سرور زنان بهشت ، مادر ما است و اولين كسى كه ايمان به خدا آورد و موحد شد و نماز خواند پدر ما است . دو روايت ديگر در همين مورد در دو صفحه بعد نقل مىشود كه ترجمه نشد . كافى : ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود خداوند پيامبر اكرم را معاف نمود از اينكه از امت خود ببيند آنچه را پيامبران ديگر از امت خود ديدند و اين مطلب را براى ما قرار داد .